دور تر از چشم اقیانوس

ماه قبیله

ای ماه این قبیله ی درباد گم شده

در سایه ی تو قامت شمشاد گم شده

شعری بخوان که پشت کلام مشجرت

شیرین ترین ترانه ی فرهاد گم شده

عکس  تورا کشیدم  و دیدم که بر لبت

چندین هزار حنجره فریاد گم شده

دیدم که صبح محشر رنگ است گونه ها ت

آنجا هزار مانی وبهزاد گم شده

لب های حنظلی تو ایجاز بیدلی است

توحید غنچه بسته والحاد گم شده

لب باز کن دوباره که آن غنچه گل شود

گلهای این چمن همه در باد گم شده

ای ماه این قبیله ... چه تکرار می کنم

غیراز  تو هر چه داشتم از یاد گم شده

۲۶/۶/۸۶ قم

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/٧/٢٠ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin