دور تر از چشم اقیانوس

با سلام و احترام به همه خوانندگان گرامی!

با تاسف،پرونده ساده تحصیلی من کم کم ابعاد پیچیده به خود می گیرد. مسولین محترم سازمان امور دانشجویان دیروز اطلاعیه ای را در ارتباط به این پرونده، در رسانه ها نشر کرده است که چاره ای جز توضیحی بر آن نیست.

 نخستاطلاعیه سازمان وزارت علوم را به صورت کامل به اطلاع می رسانم؛ آنگاه به صورت بند به بند، به پاسخ آن خواهم پرداخت.


متن کامل نامه :

«در خصوص جناب قنبرعلی تابش و موضوع ممناعت از تحصیل وی به اطلاع می‌رساند آقای تابش بدون طی کردن مراحل اداری و قانونی اقدام به اخذ پذیرش در مقطع دکتری در دانشگاه علامه طباطبایی کرده است. مزید اطلاع اینکه پذیرش اتباع خارجی در دانشگاه‌های ایران مستلزم طی کردن فرآیندی است که باید منجر به صدور مجوز از سوی سازمان امور دانشجویان ایران شود و این مجوز در مورد شخص آقای تابش برای تحصیل در مقطع دکتری طی نشده است. ضمن اینکه نظر مراجع ذی‌صلاح برای تحصیل در ایران باید از سوی سازمان دانشجویان ایران اخذ شود.

آقای تابش در مدت 27 سال حاضر در ایران، طی نظر مراجع آموزش و بورسیه ایران تحصیل کرده است و علی‌رغم اظهارت خود مبنی بر تحصیل در حوزه‌های علمیه ایران تاکنون هیچ اقدامی مبنی بر پاسخ به حسن نظر ایران نداشته و تنها سفرهایی به خارج از کشور در جهت تامین منافع خود کرده است. این موضوع به قدری دارای اهمیت است که ایشان طی نشستی با کارشناسان وزارت علوم، لزوم بازگشت خود به کشورش را به صورت کتبی اعلام داشته است تا زمینه‌ای برای خدمت به مردم مظلوم افغانستان فراهم آورد. بدیهی است که زمینه تحصیل برای وی در مقطع دکتری در سال‌های آینده فراهم خواهد شد.

برخی از موارد مطرح در اظهارات وی قابل تامل می‌باشد که روابط عمومی سازمان امور دانشجویان الزامی به پاسخگویی در این باره ندارد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که تابش به همراه خانواده خود طی 27 سال در جمهوری اسلامی ایران حضور داشته و برخوردار از شرایط خوب و مناسب بوده است شرایطی که شاید برای بسیاری از ایرانیان فراهم نشده باشد. شایسته است اتباع غیرایرانی مقیم در جمهوری اسلامی ایران رفتار برادرانه و متعهدانه‌ای ارائه دهند».

تابش:

اینک توضیحات من در باره نامه به صورت بخش به بخش

سازمان دانشجویان: در خصوص جناب قنبرعلی تابش و موضوع ممناعت از تحصیل وی به اطلاع می‌رساند آقای تابش بدون طی کردن مراحل اداری و قانونی اقدام به اخذ پذیرش در مقطع دکتری در دانشگاه علامه طباطبایی کرده است. مزید اطلاع اینکه پذیرش اتباع خارجی در دانشگاه‌های ایران مستلزم طی کردن فرآیندی است که باید منجر به صدور مجوز از سوی سازمان امور دانشجویان ایران شود و این مجوز در مورد شخص آقای تابش برای تحصیل در مقطع دکتری طی نشده است. ضمن اینکه نظر مراجع ذی‌صلاح برای تحصیل در ایران باید از سوی سازمان دانشجویان ایران اخذ شود.

تابش:

 بله بنده از وجود چنین قانونی، با خبر بودم اما اطلاع رسانی و نامه نگاری برای طی چنین مراحلی وظیفه من نبوده است، بلکه وظیفه دانشگاه می باشد. اتفاقا من از روز ثبت نام تا دو ماه این موضوع را به مسئولین محترم دانشگاه گوش زد می کردم امّا ایشان بر اساس روال عادی دیگر دانشجویان،گذاشتند که این کار سر فرصت انجام شود. به هر حال اگر تخلفی از این بابت شده باشد، به پای دانشگاه است و هیچ ارتباطی به من ندارد.

سازمان دانشجویان: آقای تابش در مدت 27 سال حاضر در ایران، طی نظر مراجع آموزش و بورسیه ایران تحصیل کرده است

تابش:

 من در هیچ مقطع از تحصیلاتم بورسیه ایران نبوده ام.تنها برای مقطع دکترا اقدام کردم که علارغم حایز بودن شرایط، از سویی همین مراجع ذی صلاح رد شدم.

  سازمان دانشجویان: و علی‌رغم اظهارت خود مبنی بر تحصیل در حوزه‌های علمیه ایران تاکنون هیچ اقدامی مبنی بر پاسخ به حسن نظر ایران نداشته

تابش:

 واقعا حوزه های علیمه هم به چه روزگاری افتاده است که چه کسانی خویش را مدافع و مالک آن فکر می کنند؟! و با چه منطقی از آن به دفاع می پردازند؟!

طبق ارزشهای تاریخی و سنتی حوزه های علمیه این حوزه ها متعلق به کشور خاصی نیست و تنها شرایط و اقتضا زمان باعث می شود که مراجع وقت مکان خاصی را برای آن انتخاب کنند.  ونیز هزینه های آن در گام نخست متعلق به امام زمان(سهم امام) و در مرحله بعد متعلق به مراجع عالیقدر تشیع در نجف اشرف و قم می باشد.

در مورد اقدام مبنی به حسن نیت ایران هم من نمی دانم، منظور دوستان چه باشد اما متاسفانه، من تا حال در کدام موقعیت رسمی قرار نداشته ام که قادر "به اقدامی مبنی به حسن نیت" بوده باشم. اما در آثار ادبی ام طبق اظهار لطف فرزانگان ادبی امروز ایران، از جمله رئیس محترم حوزه هنری جناب مومنی شریف، رایزن سابق فرهنگی ایران در افغانستان جناب جعفریان که خودش از شاعران بزرگ انقلاب ایران هم می باشد و استادان دیگر، من خدمات زیادی به شعر انقلاب کرده ام. در بسیاری از کنگره های شعر دفاع مقدس، مقاومت،کنگره های شعر حوزه، کنگره های شعر مذهبی، کنگره های شعر سیستان و هامون و... شرکت داشته ام. برای بسیاری از مجموعه شعرهای دوستان شاعر ایرانی مانند استاد علی معلم و... نقد نوشته ام. در چندین شب شعر خدمت مقام معظم رهبری شعر خوانده ام، در تمام روزنامه ها و نشریات  مهم و مطرح ایران مانند روزنامه جمهوری اسلامی، رسالت، کیهان، جوان، ایران، همشهری، مجله ادبیات ماه، کیهان فرهنگی، مجله شعر، اطلاعات هفتگی، هامون، اشارات و...مطلب نوشته ام. در بسیاری از کتاب ها مقاله داده ام. شش جلد کتاب بر تیراژ کتاب جمهوری اسلامی ایران افزوده ام. در بسیاری از همایش ها و نشست های تخصصی سخنرانی کرده ام. در بسی از کنگره های بین المللی شعر و مقاله ارایه داده ام و... به نظر شما این ها نشانگر حسن نیت محسوب نمی شود؟! آیا حسن نیت مفهوم خاصی دارد، جز این موارد؟

آیا این فعالیت ها و بسی فعالیت های دیگر فرهنگی من نه تنها برای افغانستان بلکه برای کل زبان فارسی خدمت محسوب نمیشود؟! 

چون خیلی نگران خدمت من به ملت مظلوم افغانستان می باشید باید به اطلاع برسانم که من در آخرین کتاب تالیفی ام برای نخستین بار یک قرن ابعاد سیاسی شعر امروز افغانستان را بررسی وتحقیق کرده ام این کتاب اکنون آماده چاپ است.

سازمان دانشجویان:  و تنها سفرهایی به خارج از کشور در جهت تامین منافع خود کرده است.

تابش:

 دوستان طوری عبارت پردازی کرده اند که خواننده گمان کند من تا حالا شاید ده باری جهت تامین منافع خود، سفرهای به آمریکا و اروپا داشته ام. که لازم است به اطلاع برسانم من تنها در این مدت دو سفر ترانزیتی به پاکستان به قصد عبور به افغانستان داشته ام که به دلیل نا امن بودن راههای هرات و قندهار همولایتی های من از مسیر پاکستان به استان غزنی مسافرت می کردند. دیگر توفیق سفر به هیچ کشور خارجی نصیبم نشده است و همچنان آرمان به دل باقی مانده ام.

سازمان دانشجویان: این موضوع به قدری دارای اهمیت است که ایشان طی نشستی با کارشناسان وزارت علوم، لزوم بازگشت خود به کشورش را به صورت کتبی اعلام داشته است تا زمینه‌ای برای خدمت به مردم مظلوم افغانستان فراهم آورد. بدیهی است که زمینه تحصیل برای وی در مقطع دکتری در سال‌های آینده فراهم خواهد شد

تابش:

یک: کارشناسان نبود در این محفل. تنها من و آقای صفری حضور داشتیم.

دو: همچنان که در توضیحات قبلی اشاره کرده بودم، جناب اسماعیلی به من فرموده بودند که هرچه آقای صفری گفت تو قبول کن، من فکر کردم این تصمیم مربوط به مجموعه دوستان ایرانی است، و لذا  چاره ای جز پذیرش نداشتم. آقای صفری گفت یک چنین نامه ای بنویس و امضا کن، من البته یک نامه بسیار سر و پا شکسته که علایم اجبار در آن مشخص باشد نوشتم و امضا کردم.

سازمان دانشجویان: برخی از موارد مطرح در اظهارات وی قابل تامل می‌باشد که روابط عمومی سازمان امور دانشجویان الزامی به پاسخگویی در این باره ندارد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که تابش به همراه خانواده خود طی 27 سال در جمهوری اسلامی ایران حضور داشته و برخوردار از شرایط خوب و مناسب بوده است شرایطی که شاید برای بسیاری از ایرانیان فراهم نشده باشد. شایسته است اتباع غیرایرانی مقیم در جمهوری اسلامی ایران رفتار برادرانه و متعهدانه‌ای ارائه دهند».

تابش:

به گمانم این بخش نیاز به پاسخ ندارد. یا اگر مهم هم باشد نمی تواند دلیل برای اخراج من شمرده شود. نکته پایانی این که نشر این اطلاعیه از سوی سازمان دانشجویان وزارت علوم بهترین متنی است که تا اکنون در حمایت و حقانیت من نشر شده است. این اطلاعیه به آسانی برای هر خواننده ای ثابت می کند که هیج دلیلی موجهی برای اخراج من وجود نداشته است.

قنبرعلی تابش

 

 

20/8/1392

منبع:

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۱ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin