دور تر از چشم اقیانوس

 

راستش این ماجرا خیلی روشن نیست. گنگ، مبهم و گیج کننده به نظر می آید تابستان امسال رفته بودم افغانستان. این سفر آن قدر برایم شیرین و خاطره انگیز بود که خیال و مرورش این روز ها مرا قوت قلب و امید می بخشد. سپاس از هموطنان و دوستان گلم که عزیزترین لحظات عمرم را رقم زدند. دل کندن از این سفر برایم خیلی دشوار بود اما فرارسیدن فصل تحصیل در جمهوری اسلامی ایران مرا واداشت که علی رغم میل قلبی ام به این سفر پایان بدهم و در پنجم مهرماه نامهربان به تهران باز گردم. در نخستین روز درسی به دانشگاه مراجعه کردم تا در کلاس شرکت کنم. در طبقه دوم  پردیس دانشگاه مسولی، به من گفت شما از شرکت در کلاس محروم شده اید. پرسیدم چرا؟ پاسخ داد از وزارت علوم نامه آمده؛ بیا دفتر آن نامه را بخوان.  نامه را دیدم گفتم کپی از آن به من بدهید تا پیگیری کنم، گفت کپی داده نمی توانیم اما می توانی متن نامه را یاداشت کنی. متن نامه چنین محتوایی را در بر داشت:


 

جناب آقای دکتر شریعتی ریس محترم دانشگاه علامه طباطبایی، سلام علیکم

 طبق تشخیص مراجع ذی صلاح آقای قنبرعلی تابش فرزند باز محمد،تبعه افغانستان، ملزم به اخذ خروجی قطعی از کشور بوده و لذا مجاز به اقامت  و تحصیل در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران نمی باشد. خواهشمند است دستور فرمایید در خصوص لغو پذیرش نامبرده اقدام مقتضی مبذول فرماید

با آرزوی توفیق الهی

سید رسول عمادی

سرپرست اداره کل امور دانشجویان غیر ایرانی

 

در روزها و هفته های بعد موضوع را با دوستان شاعر ایرانی و افغانستانی در میان گذاشتم همگی می گفتند حل می شود. مشهور ترین شاعران و استادان ادب امروز ایران مانند استاد علی معلم دامغانی، دکتر علیرضا قزوه،استاد یوسف علی میرشکاک،  استاد محمد حسین جعفریان، استاد هادی سعیدی کیاسری، استاد مودب،استاد علی داودی و.... توماری را امضا کردند و گویا به دفتر مقام معظم رهبری فرستادند.جناب دکتر حداد عادل ریس محترم فرهنگستان علوم نیز ظاهرا در این مورد با وزیر علوم صحتبی فرموده اند. پس از این همه نامه نگاری و پی گیری یک روزی جناب آقای اسماعیلی ریس انجمن دوستی ایران و افغانستان که از دوستان بنده است به من زنگ زد و فرمود که بحمد الله مشکلت حل شده و برای پیگیری کار ها باید به مسئول بخش  امورکنسولی وزارت علوم مراجعه کنی. از شنیدن این خبر خوشحال شدم و در نخستین فرصت به وزارت علوم مراجعه کردم. اما برخلاف انتظار، مسول محترم امورکنسولی به صورت مفصل از من پرس و جو فرمود که چند سال است ایران آمده ام؟ کی ازوداج کرده ام؟ چند فرزند دارم؟ هزینه های زندگی و تحصیلم را از کجا میارم؟ و...؟

در پایان گفت که به دلیل اقامت طولانی شما در ایران به مدت دو سال بروید در کشور خود خدمت کنید، بعد برگردید در ایران و به صورت بورسیه به تحصیل در مقطع دکترا بپردازید. پاسخ دادم که تنها هشت، نه ماه تا پایان سال تحصیلی باقی است .. در این دو ترم  واحدهای ما تمام می شود، من متعهد می شوم که در پایان سال تحصیلی جاری بازگردم به افغانستان و پایان نامه دکترایم را در کشورم بنویسم و فقط برای دفاع به ایران بیایم و... اصرار ها و استدلال های من فایده ای نداشت. مجبورشدم پیشنهاد ایشان را قبول کنم.

اما بیرون که آمدم پرسش ها و ابهاماتم بیشتر شد.چرا این پرونده در ظاهر ساده اینقدر پیچیده شده؟

آیا این تصمیم مربوط به سلیقه یکی دو نفر از مسئولان وزارت علوم است؟

منظور از مراجع ذی صلاح چیست و کیست؟

جرم ها و تخلفات  احتمالی من چه بوده است؟

آیا این تخلفات این قدر سنگین است که حتی با وساطت یک جمع از برجسته ترین شاعران و ادیبان امروز ایرانی قابل حل نیست؟!

آیا اگر بروم و دو سال در کشورم بمانم و بازگردم، بورسیه تحصیلی ام باقی خواهد بود؟

و.....

با این همه، روشن ترین روزنه ای، این تاریک خانه،پیگیری دوستان شاعر و نویسنده ایرانی و دلگرمی بخشیدن این فرهیختگان به من بوده است که لازم میدانم از همه این ورجاوندان کمال سپاس را بجا آورم. امیدوارم همزمان با پیشرفت در پرونده هسته ای، میان جمهوری اسلامی ایران و 1+5 در  این پرونده هم، پیشرفتی حاصل شود.

 

برخی از مطالب مرتبط با این رخداد:

 

 

گیرنده؛ وزیر محترم آموزش عالی!

 

 

اخراج شاعر افغان از دانشگاه علامه طباطبایی

 

 

فرش قرمز اروپایی‌ها برای نخبگان افغان و اخراج

دانشجوی افغان از دانشگاه ایران

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱۸ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin