دور تر از چشم اقیانوس

  غیر مجاز  

 

خداوندا عجب روزی رسیده

کبوتر بچه ها یک یک پریده

یکی پا بسته ی تل سیایه

یکی پر بسته ی سنگ سفیده

 

 

خبر آید که پشت آشیانه

یکی آزاد شد از آب و دانه

یکی در اردوگاه عسکر آباد

رها شد از غم و رنج زمانه

 

 

خداوندا تو که دانای رازی

برای هر غمی تو چاره سازی

فراموشت شده این بند گانت

و یا اینجا تو هم غیر مجازی   

 

نوشته شده در ۱۳۸٦/٢/٢٩ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin