دور تر از چشم اقیانوس

 

 

از هفته اول گشت و گذارم در کابل در مهمانی استاد پرتو نادری  در بند قرغه، با شایان فریور آشنا شدم. شاعری اهل پل خمری که گلایه ها  داشت از این که به شعر پل خمری توجه بایسته نمی شود و اهل ادب در داخل و خارج به حد کافی با آن آشنایی ندارند. از همین رو فریور گرامی از من خواست که یک سفر هم در پل خمری داشته باشم. من که از آغاز، سفر به شمال جزء برنامه هایم بود پذیرفتم و قول دادم که از انجمن شاعران آستانه در پل خمری بازدید کنم. در ایامی که کابل بودم با فریورتماس داشتم. وقتی عازم مزار شریف شدم شایان را در جریان گذاشتم گفت روز جمعه ما در پل خمری محفل خواهیم داشت، بر اساس همین قرار من و شاعران مزاری آقای محمد علی فاخر، جناب علیپور و طهماسبی خراسانی صبح جمعه از مزار به سمت پل خمری حرکت کردیم....


 

 

از هفته اول گشت و گذارم در کابل در مهمانی استاد پرتو نادری  در بند قرغه، با شایان فریور آشنا شدم. شاعری اهل پل خمری که گلایه ها  داشت از این که به شعر پل خمری توجه بایسته نمی شود و اهل ادب در داخل و خارج به حد کافی با آن آشنایی ندارند. از همین رو فریور گرامی از من خواست که یک سفر هم در پل خمری داشته باشم. من که از آغاز، سفر به شمال جزء برنامه هایم بود پذیرفتم و قول دادم که از انجمن شاعران آستانه در پل خمری بازدید کنم. در ایامی که کابل بودم با فریورتماس داشتم. وقتی عازم مزار شریف شدم شایان را در جریان گذاشتم گفت روز جمعه ما در پل خمری محفل خواهیم داشت، بر اساس همین قرار من و شاعران مزاری آقای محمد علی فاخر، جناب علیپور و طهماسبی خراسانی صبح جمعه از مزار به سمت پل خمری حرکت کردیم. ظهر مهمان دفتر آستانه بودیم وعصر در محفل شعری با نام " آدمی پرنده نیست"  که در دانشگاه حکیم سنایی برگزار شده بود شرکت کردیم. این محفل مزین با حضور شاعران، استادان دانشگاه بغلان و حکیم سنایی و فرهنگیان این شهر بود. از شب منزل شاعر صمیمی این شهر آقای فریور. ساعت ده منزل فریور را به قصد دفتر آستانه ترک کردیم. به این دلیل که دوستان شاعر، در این شب میزبان دو تن از هنرمندان بودند که قرار بود از هنرمندی ها و آواز های خوش شان بهره ببریم. هنرمندان عزیز جناب سمیر که آواز خوان و نوازنده بود  و جناب بصیرکه طبله می نواختند. در این شب به یاد ماندنی تا ساعت سه بیدار بود یم و از شنیدن آهنگهای موسیقی سنتی کشور توسط این دو هنر مند با اخلاق و پر نشاط، لذت بردیم.شعر جوان پل خمری شاخه تازه ای است که بر درخت تنومند شعر دری رویده و به بار نشسته است. شاعران این خطه را همه جوانانی تشکیل میدهند که به خوبی باجریان های شعر تازه فارسی در داخل و خارج کشور آشنایند. با عشق و انگیزه شعر می سرایند و تا اکنون مجموعه های زیادی را به جریان شعر معاصر کشور تقدیم کرده اند. انجمن شعر آستانه ماهنامه ای دارد با نام "غچی" که تا اکنون چندین شماره از آن به نشر رسیده است.  شاعران عزیزی مانند شایان فریورکه تا اکنون چندین مجموعه شعر به نشر رسانده، با نام های "رمان گل زرد"، "پرنده سنگ نخست" و "زندگی مثل غزل" نبی سلطانی که مجموعه شعری دارند بانام "دوباره زنگ می زنم" اسماعیل رهگذر،جاوید اسکندری،ابراهیم زمانی و ..... در پل خمری دیداری هم داشتم با دانشجوی پرتلاش خانم عادله مرادی که مونو گرافش را در باره شعرهای من می نویسد و به همین جهت از شش هفت ماه پیش از طریق ایمیل و تلفن باهم در تماس بودیم. ضمن سپاس از محبت ها دوستان عزیز بغلانی و مزاری  این مجموعه عکس را که یاد گاری است از گلگشت های من در شهر پل خمری، تقدیم می کنم. ونیز این دوبیتی را که صبحدم روزدوم اقامتم در پل خمری سرودم را هدیه می کنم به صمیمت های بی دریغ شاعران و عزیزان این شهر:

پل خمری پر از باغ وبهاره

پر از نور وپر از نار و اناره

اگر در شعله ها پیچد کسی را

شبیه پلک بازی های یاره    

این هم چند عکس از این سفر به یاد ماندنی تقدیم شما