دور تر از چشم اقیانوس

قنبرعلی تابش، شاعر افغان، از غم غربت تا غم ملت


تابش در پایان دو دهه غربت، وطنیه‏‌سرایی و حس ملی‎گرایی را به جای غم غربت ‏می‏‌نشاند

قنبرعلی تابش شاعر معاصر و مطرح افغانستان،پس از دو دهه مهاجرت دوباره به کشورش بازگشته و در کابل از چندی به این سو رشته‎ای محافل شب شعر برای نکوداشت از کارهای او برگزار می‎شود.

"دل خونین انار" یکی از شبهای شعری بود که از سوی دانشگاه گوهرشاد و هفته‎نامه ادبی سیمرغ برگزار شد. در این مراسم آثار شعری تابش مورد نقد و ارزیابی قرار گرفت.

آقای تابش، متولد ۱۳۴۸ در غزنی، چندین اثر ادبی منتشر کرده: دورتر از چشم اقیانوس (شعر، ۱۳۷۶)، آد‏می‏ پرنده نیست (شعر، ۱۳۸۳)، چشم‏‎انداز شعر امروز افغانستان (مجموعه مقالات، ۱۳۸۲)، مشرق گل‏های فروزان (مجموعه شعر مذهبی، ۱۳۷۸)، یک شعله نوبهاران (شعر) و دل خونین انار (شعر، ۱۳۹۰).

تابش طی بیش از دو دهه شاعری آثار متنوع و متفاوتی خلق کرده است. مطالعه‏ آثار این شاعر نشان ‏می‏‌دهد که وی تحت تأثیر تحولات ذهنی و شرایط اجتماعی دست به آفرینش‏‌های متفاوت زده است. این تفاوت را –به صورت مقایسوی-در سه دفتر دورتر از چشم اقیانوس، آد‏می‏ پرنده نیست و دل خونین انار که در سه مقطع تاریخی سروده شده اند، به خوبی می‏‎توان مشاهده کرد.

'دورتر از چشم اقیانوس'

از راست: قنبرعلی تابش، عبدالقیوم سجادی عضو مجلس و سیما سمر رئیس کمیسیون حقوق بشر در جلسه نکوداشت از آقای تابش در دانشگاه گوهرشاد

مجموعه شعر "دورتر از چشم اقیانوس" ( ۱۳۷۶)، حاوی اشعاری در قالب‏‌های غزل، نیمایی و سپید است. در این مجموعه -که نخستین تجربه‏‌های شاعرانه‏ تابش طی سال‏های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ ‏را تشکیل می‏‌دهد، ما شاهد رخداد مهم در شعر تابش نیستیم. بیشتر اشعار این مجموعه با رویکرد‏های مذهبی، تقدیم‏‎نامه‏‎ها، توصیف‌ها و روایت‏‎های معمولی سروده شده‏‎اند.

آنچه بر این دفتر برجستگی ‏می‏‎بخشد، توجه شاعر به تکنیک شاعرانه به‏‎ویژه تصویرسازی‏‎های ناب است. تابش سعی کرده تا با ایجاد تصویر‏های زیبا و تازه، شعرش را سرمایه بیشتری بخشد. اهتمام او در زبان، به آوردن واژه‏‎های باستانی و گاه بو‏می‏ خلاصه ‏شده است.

در بعد معنایی، با تأثیر از محیطی که در او زندگی می‏‎کند، از هوای موجود مذهبی و غم غربت تنفس ‏می‏‏‎کند. غم غربت به صورت ناخودآگاه خواننده را با خود ‏می‏‎کشد و حس وطن‏دوستی را در او تازه ‏می‏‎کند. شعرهای پیر پامیر، درباد، دورتر از چشم اقیانوس، آه! قریه‏ی قشنگم و درآغوش واژه، از این نوع حس وطن‏گرایی تابش سرشار هستند.

سلام ای تک درخت شعلور در خون، شعله ور در باد

که برپا مانده‏ای با زخم انبوه تبر در باد (ص ۱۷)

در مجموع دفتر دورتر از چشم اقیانوس، نشانگر تجربه‏های نخستین و تلاش پی‏گیر شاعر برای یافتن راه تازه و جایگاه ویژه برای خود در شعر، ‏می‏‌باشد. روایت‏های توصیفی، غم غربت، تصویرگرایی وگرایش‏های مذهبی ازجمله بن‌مایه‏های آن به شمار ‏می‏روند.

"آدمی پرنده نیست"‏

این دفتر حاوی اشعاری در قالب‏های غزل، سپید، نیمایی، دوبیتی و شعر سپید کوتاه ‏می‏باشد. تجربه در قالب دوبیتی و سپید کوتاه، یکی از مشخصات این دفتر است که آن را از دفتر پیشین متمایز ‏می‏‌سازد. شاعر در تداوم تلاش‏‎های شاعرانه‏‎اش در پی تجربه‏‎های جدید است. او در این دفتر، جنگ، آزادی، وطن و مرگ را به عنوان یک موضوع مستقل وارد شعر خود ‏می‏‎سازد. اندک اندک جهانبینی مشخصی از خود به نمایش ‏می‏‎گذارد.

نگاه جزء‏گرایانه، جنبه‏ کلی ‏می‏‎یابد و حالت روایی قبلی خود را از دست ‏می‏‎دهد. تابش گاه از سر ابتکار، به طنز گرایش پیدا ‏می‏‎کند اما آن را زیاد جدی نمی‏‎گیرد. تنها به صورت محدود از آن استفاده ‏می‏‎کند. او در دفتر "آد‏می‏ پرنده نیست" کوشش ‏می‏‎کند تا دنیای تازه‏‏‎ای در شعر خود به وجود آورد؛ برخی از تکنیک‏‌هایی که در دفتر قبلی او دیده ‏می‏‌شدند، در این دفتر به چشم نمی‏‌خورند و یا رنگ ‏می‏‌بازند؛ مانند تصویر سازی‏ها، توصیف‏های شاعرانه، نقش زنان، اما با آن هم هنوز نمی‏‌تواند از دنیایی که آن را تجربه کرده، به کلی دل بکند و به دنیای کاملاً جدید وارد شود.

از این‏ رو توجه به رنج زنان، غم غربت، مهین دوستی، رویکردهای تاریخی و سفارش‏‌های مذهبی کم و بیش در اشعار او به چشم ‏می‏‌خورند. با این وجود تفاوت عمده‏‌‎ای که میان این دو دفتر به نظر ‏می‏‎رسد، همانا صورتبندی و ساختار زبان سروده‏‌های "آد‏می‏ پرنده نیست"، است. زبان به پختگی کامل خود رسیده، سادگی، طراوت، زیبایی خود را آشکاراتر کرده است. عاطفه نیز در همدستی و گره خوردگی معنا راه کمال خود را ‏می‏‌پیماید. عشق که در دفتر قبلی دیده نمی‏‌شد اینک به وضوح رؤیت ‏می‏‌شود.

خداى خویش را گم کرده‏‌ام، اى دختر هندو!

نمایان کن خدا را با تکان گوشه‏ ابرو (آب وآتش)

'دل خونین انار'

تابش در این دفتر تا آنجا حس وطنی‏‌اش را توسعه بخشیده که به ناسیونالیسم بزرگ‏تر انجامیده است

"دل خونین انار" در سال ۱۳۹۰ در کابل به نشر رسید. این دفتر نسبت به دفترهای پیشین حجم بیشتری دارد (۱۹۰ صفحه) و شعرهای زیادتری را در خود جای داده است؛ به‏‌ویژه آن دسته از شعرهایی را که در ایران قابل نشر نبوده‏‎اند. شاعر در چاپ این مجموعه دست باز داشته و در آوردن و گزینش سروده‏‌هایش به خودسانسوری نپرداخته است.

از این جهت شعرهای عاشقانه‏ شاعر، بسامد بالایی را به خود اختصاص داده است، و شاعر بی‏پروا به عشق پرداخته و گاه به صورت باز از آن صحبت کرده است. البته در کنار توجه به امور نفسی، از امر وطنی نیز بازنمانده و مانند گذشته وطن را به عنوان پایه مفاهیم شعری خود مطرح ساخته است.

تابش در این دفتر تا آنجا حس وطنی‏‌اش را توسعه بخشیده که به ناسیونالیسم بزرگ‏تر انجامیده است. او در سروده‏‌های خود به‏‌ویژه مثنوی‏‌هایش به گذشته‏ افغانستان نگاه کرده، با بازخوانی مقاطع تاریخی، یکبار دیگر مخاطبانش را با تمدن کهن افغانستان پیوند ‏زده است.

گفت: تا چرخ فلک ‏می‏‌چرخد

بلخ بربال ملک ‏می‏‌چرخد

نوبهاری است تب برمکیان

داد آیین عرب را سامان (ص ۱۲)

تابش در آخرین دفتر شعری خود تجربه‏‌های تازه‏‌ای را پیشکش کرده است. گفتگو، روایت داستانی، استفاده از زبان کوچه، تجربه در اوزان بلند و قالب‏‌های چارپاره، رباعی و دوبیتی، تبدیل کردن سوژه‏‌های معمول به مفاهیم و محتوای عمیق انسانی از جمله کارکرده‌ای جدید او در این دفتر به شمار ‏می‏‌روند.

آنچه بر این دفتر برجستگی ‏می‏‎بخشد، توجه شاعر به تکنیک شاعرانه به‏‎ویژه تصویرسازی‏‎های ناب است

از همه مهم‏‌تر اینکه تابش در دفتر "دل خونین انار" یک شاعر اندیشه‏‌ورز نیز هست. البته او از صورت‏های خیالی و مثالی نیز غافل نبوده و کشف‏‌های شاعرانه‏ بسیاری نیز ارائه داده است. او این کشف‏ها را با زبان معمول به خوبی گره زده و در بیان ساده و روان بازآفرینی کرده است.

چیزی که این دفتر را از مجموعه شعر قبلی جدا ‏می‏‌سازد، کاهش تقدیم‌‏نامه‏‌های شاعر و رویکردهای آیینی است. تابش برخلاف دفترهای پیشین، در پی ستایش و توصیف ممدوحان دینی و آیینی خود نیست. جز در دو سه مورد، در سایر موارد از واژه‏‌های آیینی به عنوان نماد به نفع محتوای کار خویش سود جسته و مناسبت‏‌های مذهبی و مفاهیم بلند دینی را معیاری برای نقد وضع موجود تلقی کرده است.

زن نیز در این دفتر نسبت به دفتر پیش جایگاه خود را ندارد؛ مگر در جایی که به عنوان معشوق شاعر ظاهر ‏می‏‌شود. توجه شاعر به عشق در سروده‏‌های آخر این مجموعه قابل تأمل است؛ چرا که این امر نشان از چرخش ذهنی شاعر از آیینی‏‌سرایی به عاشقانه‏‌سرایی ‏می‏‌دهد.

غم ملت، غم غربت

قنبرعلی تابش طی بیش از دو دهه شاعری در غربت، تجربیات مختلفی داشته است. او در سه دفتر مذکور مراحل مختلف شاعرانگی خود را پیموده است. او کارش را از زبان تصویری وتوصیفی آغاز ‏می‏‌کند تا اینکه به یک زبان فخیم، بی‏‌پیرایه، ساده، روان و گره خورده با فرهنگ کهن فارسی و واژگان بو‏می ‏و بازاری دست ‏می‏‌یابد.

قالب‏‏‌ها‏ی نیمایی و سپید را با رباعی، مثنوی و دوبیتی جایگزین ‏می‏‌کند. روایت‏‏‌ها‏ی ساده را به روایت‏‏‌ها‏ی داستانی وگفتگو معاوضه ‏می‏‌کند. وطنیه‏‌سرایی و حس ملی‎گرایی را به جای غم غربت ‏می‏‌نشاند، رویکردهای مذهبی را تقلیل داده عشق وسیاست را جانشین آن ‏می‏‌سازد و در نهایت روش قیاسی را فرو ‏می‏‎نهد و از روش استقرایی کار ‏می‏‌گیرد.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/٢٦ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin