دور تر از چشم اقیانوس

باران سوسو ها

به مردم شریف آذربایجان شرقی  به خاطر اندوه سنگین زمین لرزه اخیراین استان .

دو باره پت پت فانوس ها، آویز سوسو ها

دوباره گوشه چشمان من دریاچه قوها

دو باره این زمین با این فراخی تنگ مان آمد

نگاه خویش را سمت خراسان کرده آهو ها

مپرس از نام آن گیسو سپید آن قله مغموم

گرفته در بغل، کوه دماوند است، زانوها

به بالین بلند مادرش، یک کودکی تنها است

کجایید ای عروسک‌ها  کجایید ای قلم موها ؟

خبر سرد است و بی احساس  اگرچه با کمی وسواس:

"زمین درهم  کشید ابرو به خاک افتاد ناجوها"

نه، ماه روزه می‌تابد صدای بال و پر پیدا است

ارسطوها کجا و منطق‌الطیر  پرستوها؟!

ندارم من زبانی جز غزل از شمس تبریزی

شنید آیا صدایم را کسی در برج و باروها؟

ولی دیدم  که بانوی  کنار چادر سبزی

جدا می‌کرد از دست نحیف خود النگوها 

دو قطره اشک یک آواره،تقدیم شما مردم!

پر از شهد و عسل باشی همیشه شهر کندوها!

 

23/5/1391 قنبرعلی تابش

بازتاب ها و حاشیه های مرتبط به این غزل:

شاعر افغانی پاسخ تحقیرها و تمسخرهای تورک ها را با انسانیت داد

حاشیه هایی جالب از دومین نشست تخصصی کنگره شعر مقاومت

سایت کلمه

 رجا نیوز

خبرگزاری فارس

آذبایجان

پیام آفتاب

محدوده

نصر

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٥ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin