دور تر از چشم اقیانوس

دوستان عزیز  از باب اطلاع رسانی در باب ادامه غوغای بعضی از خبر گزاری ها یکی از نویسندگان ایرانی جناب همرنگ مقاله ای را نوشته است که لینک وبلاگ ایشان و نیز یکی دو نکته را که در وبلاگش به عنوان کامنت نوشته ام تقدیم شما می کنم:

http://www.mojtabahamrang.com/post/208

سلام جناب همرنگ

من افتخار آشنایی با شما را ندارم. اگر یک ادیب باشید سخنان اینچنیی در شان شما نیست.

"خوش خوراکی آنها به فردوسی کفایت نکرد و گفتند پدر آن حالت عجیبتان که عرفان می نامید هم زیر سایه ی ما رشد کرد و هر چه اختر می شناسید بخاطر فرهنگ دوستی پادشاه ما بوده."

 و در پاسخ به فرهیخته گرامی جناب شریفی نوشته اید:

"خب طبق همین منطق دوستان افغان ما در اون سمینار حق نداشتند بگن فردوسی،ابولخیر و بقیه زیر سایه پادشاه ما رشد کردن پس اینا افغانی هستند. اگه پادشاه ربطی به مردم نداره ،بر فرض محال اگر بپذیریم که فردوسی بخاطر حمایت شاه غزنوی رشد کرده ،به مردم افغان ربطی نداره."

من اکنون فرصت و زمینه نقد سخنان شما را چه که تبیین کامل حرفای خودم را هم ندارم و دوست ندارم که فضا ی موجود آشفته تر شود. و جور این به قول شما مشیری گرایی های مارا بی پناهان هموطنم در ادارات و کوچه و خیابان ها بکشد (مگر اینکه  چاره ای جز این نداشته باشم.) امّا  اکنون برای  ارزیابی دقیق تر از سخنان ساده من  از جناب عالی و نیز خوانندگان عزیزمقاله ات خواهش مندم یک بار متن کامل سخنرانی ام را در نمایشگاه کتاب در وبلاگم بخوانید. ببینید آیا نسبت های که به من داده اید:

" رشد فردوسی و ابوسعید و ..زیر سایه پادشاه ما بود"

" رشد عرفان به خواطر فرهنگ دوستی  پادشاه ما بود"

 درست است یانه؟ اگر به این نتیجه رسیدید که این نسبت ها به من نا روا بوده است  و اتهام تلقی می شود لطفا اصلاحش کنید.

تا دیدار دیگر خدا یارت


نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٤ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin