دور تر از چشم اقیانوس

روز مادر

در گفتمان آیینه دل دال  بر تر است

از برتری است این همه آماج خنجر است

آماج خنجر است ولی خون نمیشود

خون هم اگر شود دل ما شکل مادر است

دل شکل مادر است اگر خون شود بلی

هر چند پر شکسته کبوتر کبوتر است

آن قله­ی بلند که لب خند می زند

آتشفشان داغ  ولی زیر چادراست

در خون او تر است  تمام شکوفه ها

رنگش اگر پریده و کم خون  ولاغر واست

مفهوم دیگر است زمادر،سیاه سر

مهتاب خسته ای که  زغم خاک بر سر است

چون آسمان دریغ کند ابر را زگل

او ابر می شود، جگرش عین هاجر است

پیچیده آفتاب خودش را میان ابر

شرمنده می رسد به نظر روز مادر است !؟

31/2/ 1390 قم

 

 

 

 

هدیه

                   به همسرم

کیک است این دلم ونگاهت که خنجر است

خنجر بکش تقابل ما نا برابر است

رنگ لبت همیشه قلم کرده دست من

رنگ لبت پریده، چو رخسار همسر است

درّ دری است لحن کلامت، هزارگی

یعنی چقدر قند لبانت مکرر است!!  

حرفت درست من که کمالی نداشتم

مالی که داشتیم کمال برادر است

این بار هدیه ای که گرفتم برای تو

دربین هدیه های همه همسران سر است

گل نیست، سکه نست،نه نه،گوشواره نیست

قلبی است پر طپش که... ببین مال قنبر است!

دیگر توان هدیه بهتر نداشتم

یارانه نیست، سال جهادی که اکبر است[1]

دادم به ماه  تکیه شب سرنوشت را

تخت است این خیال که ام ماه بستر است

31/2/ 1390 قم

 



. سال 90 در ایران سال جهاد اقتصادی نام گزاری شده است.

[1]

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۳ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin