دور تر از چشم اقیانوس

 

همیشگی ناگهان

به نام تو که باد نام تو نشان من

گشاده باد - مثل چهره ات - زبان من  

همیشه اینچنین مرا - به هر کجا - بکش

بکش که جسم من شود فدای جان من

بکش ودست هندویت بده بسوزدم

که محو باد در حضورتو نشان من

بکش مرا که خسته ام زبودن چنین

نی بساز بر لبت از استخوان من

دل مرا بده به ماهی میان تنگ

که او است وارث اصیل دودمان من

کنون که تیر خورده ام بدست تو ، مرا

رها مکن همیشگی ناگهان من

فروختم بهشت را به سرخی دوسیب

برابر است نقد و نسیه در دکان من

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۱٠ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin