دور تر از چشم اقیانوس

سوال از وزیر علوم درباره اخراج

دانشجوی افغان از دانشگاه علامه

طباطبایی

 

اخراج شاعر مهاجر افغان از دانشگاه صحیح نبود /

کمیسیون فرهنگی خواستار پیگیری کمیسیون آموزش شد


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٦ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

نامه سر گشاده جمعی از نویسندگان و

فرهنگیان افغانستان به دکتر حسن

روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی

ایران

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر حسن روحانی سلام برشما.

به استحضار شما رسانیده می شود که حکم اخراج ناگهانی آقای قنبرعلی تابش، شاعر و پژوهشگر و دانشجوی افغانستانی مقیم ایران از دانشگاه علامه طباطبایی تهران که اخیرا بدون ارایه ی دلیلی مشخص صورت گرفته است نگرانی هایی را در میان اهالی قلم و تحصیل کردگان افغانستانی در مورد ادامه ی وضعیت تحصیلی ایشان و سایر دانشجویان افغانستانی مشغول به تحصیل در دانشگاه های ایران ایجاد کرده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٦ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

قنبرعلی تابش نوشت: آیا حسن نیت مفهوم خاصی دارد، جز این موارد؟ آیا این فعالیت‌ها و بسی فعالیت‌های دیگر فرهنگی من نه تنها برای افغانستان بلکه برای کل زبان فارسی خدمت محسوب نمی‌شود؟!

 

مهاجرت اجباری ادبای افغان؛ خواب خوش فرهنگی ما و

فرش قرمز غربی‌ها

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٥ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

مهرورزی خبرنگار «مهر» با شاعر افغانی!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٥ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

 

 

زخمی که با اخراج شاعر افغان از ایران، سر باز کرد

 

 

باز هم قرعه دیگری برای مهاجران افغان رقم خورد/ شاعر مشهور افغان از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۳ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

خبرگزاری تسنیم:

سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی از پیگیری اخراج دانشجوی افغان از دانشگاه علامه در جلسه صبح شنبه مجلس خبر داد و گفت:‌تعداد دانشجویان خارجی در ایران باید از یک درصد فعلی به ۱۰ درصد افزایش یابد.



ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۱ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |



ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۱ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

اخراج دانشجوی دکترای افغان از دانشگاهی در ایران؛ چرا حقوق انسانی افغانها نقض میشود؟

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۱ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

با سلام و احترام به همه خوانندگان گرامی!

با تاسف،پرونده ساده تحصیلی من کم کم ابعاد پیچیده به خود می گیرد. مسولین محترم سازمان امور دانشجویان دیروز اطلاعیه ای را در ارتباط به این پرونده، در رسانه ها نشر کرده است که چاره ای جز توضیحی بر آن نیست.

 نخستاطلاعیه سازمان وزارت علوم را به صورت کامل به اطلاع می رسانم؛ آنگاه به صورت بند به بند، به پاسخ آن خواهم پرداخت.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۱ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

بسیاری از دوستان عزیز چه از طریق ایمیل یا پیام خصوصی و یا کامنت عمومی، یاد آوری کرده اند حال که خسروان صلاح خویش را در اخراجت میدانند تو چرا این قدر اصرار داری که حتما و به هر قیمتی درس بخوانی؟ و یا به قول شاعر معاصر مشهدی جناب استاد کلاهی اهری: " آقای تابش! حالا نمیشه شما دکتر نشید؟"


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٠ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، به دنبال اخراج قنبرعلی تابش شاعر و طلبه اهل افغانستان از دانشگاه علامه طباطبایی و واکنش اهل ادب به این موضوع، محمدحسین جعفریان، شاعر،‌ مستند ساز و کاردار سابق فرهنگی در افغانستان به بیان مطالبی در این باره پرداخت که به صورت یادداشت منتشر می‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢٠ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

 

قزوه در گفتگو با تسنیم: حوزه هنری، مشکل ادامه تحصیل شاعر افغان را پیگیری می‌کند  

محسن مؤمنی شریف در گفت‌وگو با تسنیم: 

قنبرعلی تابش شاعر انقلاب ایران است/ نه اهمیت انقلاب اسلامی را می‌دانند نه زبان فارسی را


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱٩ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

 

راستش این ماجرا خیلی روشن نیست. گنگ، مبهم و گیج کننده به نظر می آید تابستان امسال رفته بودم افغانستان. این سفر آن قدر برایم شیرین و خاطره انگیز بود که خیال و مرورش این روز ها مرا قوت قلب و امید می بخشد. سپاس از هموطنان و دوستان گلم که عزیزترین لحظات عمرم را رقم زدند. دل کندن از این سفر برایم خیلی دشوار بود اما فرارسیدن فصل تحصیل در جمهوری اسلامی ایران مرا واداشت که علی رغم میل قلبی ام به این سفر پایان بدهم و در پنجم مهرماه نامهربان به تهران باز گردم. در نخستین روز درسی به دانشگاه مراجعه کردم تا در کلاس شرکت کنم. در طبقه دوم  پردیس دانشگاه مسولی، به من گفت شما از شرکت در کلاس محروم شده اید. پرسیدم چرا؟ پاسخ داد از وزارت علوم نامه آمده؛ بیا دفتر آن نامه را بخوان.  نامه را دیدم گفتم کپی از آن به من بدهید تا پیگیری کنم، گفت کپی داده نمی توانیم اما می توانی متن نامه را یاداشت کنی. متن نامه چنین محتوایی را در بر داشت:


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱۸ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

تسنیم:‌ آقای تابش، بخشی از فرهنگ مقاومت امروز افغانستان به دفاع از زبان و ادبیات فارسی اختصاص دارد،‌  شما از شاعران مقاومت افغان به شمار می‌روید‌، به نظر شما زبان فارسی امروزه چه جایگاهی در افغانستان دارد؟

امروزه فلاسفه جدید حقیقت را جز در زبان نمی‌بینند و هر چه هست در زبان است، اما یک بحثی هست که ما می‌گوییم زبان یکی از مولفه‌های اساسی یک جامعه است. هویت یعنی چه؟ هویت یعنی چیستی هر کس که اگر نباشد فرد وجود نخواهد داشت،‌ هویت هر کس نیز به پیمانه فرهنگ و دانش شخص وسعت و توسعه پیدا می‌کند و یا محدود می‌شود. یک جوان بی‌سوادی هویت، نگاه و دیدگاهش محدود به خانواده و محیط اطرافش است،‌ اما فرد تحصیلکرده شخصیت تمدنی و فرهنگی خود را نیز به مثابه هویت خود می‌‌داند،‌ بنابراین زبان فارسی نیز جزو شخصیتش می‌شود، یعنی وقتی زبان فارسی در هند از دیدگاه یک دلسوز و نخبه زبان فارسی محدود می‌شود، یعنی یک بخش از هویت فرد از بین رفته و محدود شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۳ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

معصومه موسوی با مادر و خواهر کوچکش فردا  از تهران به قصد استرالیا پرواز خواهد کرد. شنیدن شعرهای معصومه همیشه مثل اندوه آوارگی گلویم را چنگ می زد. او در قم پس از آن که سالها پیش، پدرش را از دست داد، به سختی و تنهایی بارگران زندگی را بر شانه می کشید. این شعر را به همین مناسبت تقدیم شما و معصومه عزیز می کنم. 

 

گیسوی تو آواره ترین دختر دنیا است

درقم چه کسی غیر خودت، مثل تو تنها است


عادت کن از این لحظه تو با تلخی یک سیب

شاعر که شدی سهم تو از سیب تماشا است

 

کس رقص تو را جز به شب شعر ندیده

رقص تو که آشفته سرطان شکیلا است

 

گیسو نفشاندی به جز از مرگ تو در باد

درخواب تو یک عمر فقط کوسه و دریا است

 

در شعر تو از عشق چرا هیچ خبر نیست

هر واژه شعرتو پر از قصه بابا است

 

 رویای عروسی تو با پرچم کشور[1]

تصویرقشنگی است که در بغض شکوفا است

 

این بغض یتیمانه چه زیبا است نگهدار

این بوده همان عقد که گویند سرَیا است

 

یک بلخ کبوتر به گلوی تو اسیرند

یک بلخ ...که بال و پرشان گنبد  مولا است

 

در گوشه­ی از چشم تو برقی است پدیدار

انگار که دلواپس تنهایی زهرا است

 

شرمنده شد از اشک تو گلدسته مسجد

آینده چشمان تو از آن کلیسا است

 

×××

 

در خاک خراسان چه شده ضامن آهو؟!

ملبورن پر از آهوی رم کرده بکوا است

 

8/7/ 1392 قم

 

 



[1] من اما ایمان دارم/به دست های تو / به پاهایت/آنها را از مین­ها پس خواهی­گرفت/و من، رقص پرچمی سه­رنگ را/ عروس خواهم­ شد.

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin