دور تر از چشم اقیانوس

آتش مزن بر قامت سرو خیابان

کابل بدون سرو یک شهری است بی جان

  

شمشاد ها, بسیار خاکستر شد اینجا

سروی نمانده بی تو در تپه مرنجان

  

کبریت را بر برگ  رویا ها میفروز

آتش نباشد چاره زلف پریشان

 

تو قامت وجدان این عصر سیاهی

بر قامت وجدان ما آتش میفشان

 

 

در این افق ها راست قامت تر زتو کیست

جز تو چه کس با صبح خواهد بست پیمان؟

 

 این شهر, گور آرزوهای قشنگ است

باعشق و با تدبیر خواهد یافت سامان

 

9/4/ 1392 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱٢ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin