دور تر از چشم اقیانوس

 

طالبان تنها یک چهره از هزار چهره دشمنان امنیت و آرامش مردم ما بود. کوچی در سالهای اخیر شکل دیگری از چهر طالبان است که بهار تا بهار پیدا می شود و باغ و بهار مردم ما را به آتش می کشد.انتخار در مسجد و بازار و جماعات شکل سوم آن میباشد. اینک اما چهره چهارمی از طالبان در جامعه ما آشکار شده است که بسی خطر ناک تر از سه چهره پیشین است. چهره تازه طالب چهره ترور فرهنگی است


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۳٠ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

(متن مکتوب مصاحبه من با رادیو فرانسه در باره جنجال پدید آمده بر سر مفاخر زبان فارسی.)

خوانندگان عزیز! هر گز علاقه نداشتم که به غوغای پدید آمده توسط  بعضی از "بی مهران"  زیاد دامن زده شود. اما متاسفانه بعضی ها هنوز حمایت از آن غوغا را رسالت فرهنگی و ملی خویش تصور می کنند. در این اواخیر بازهم برخی از دوستان ایرانی با تحکم, حکم کردند که "فردوسی فقط ایرانی بود" لذا  ناگزیر برای روشن تر شدن این دوستان و بعضی از علاقمندان این بحث, امروز از پسرم خواستم که فایل صوتی مصاحبه ام با رادیو فرانسه را  که مدتها پیش (یک هفته بعد از سخنرانی ) انجام  شده بود از فایل پیاده کند تا به صورت کتبی در وبلاگم قرار دهم. شاید دورنمایی این غوغا را برای  بعضی از دوستان کم مهر ترسیم کند. البته آنچه که در این مصاحبه گفته شده تنها قطره ای است در برابر حقایقی مورد نظر ما.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢۸ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

دوستان عزیز  از باب اطلاع رسانی در باب ادامه غوغای بعضی از خبر گزاری ها یکی از نویسندگان ایرانی جناب همرنگ مقاله ای را نوشته است که لینک وبلاگ ایشان و نیز یکی دو نکته را که در وبلاگش به عنوان کامنت نوشته ام تقدیم شما می کنم:

http://www.mojtabahamrang.com/post/208

سلام جناب همرنگ

من افتخار آشنایی با شما را ندارم. اگر یک ادیب باشید سخنان اینچنیی در شان شما نیست.

"خوش خوراکی آنها به فردوسی کفایت نکرد و گفتند پدر آن حالت عجیبتان که عرفان می نامید هم زیر سایه ی ما رشد کرد و هر چه اختر می شناسید بخاطر فرهنگ دوستی پادشاه ما بوده."

 و در پاسخ به فرهیخته گرامی جناب شریفی نوشته اید:

"خب طبق همین منطق دوستان افغان ما در اون سمینار حق نداشتند بگن فردوسی،ابولخیر و بقیه زیر سایه پادشاه ما رشد کردن پس اینا افغانی هستند. اگه پادشاه ربطی به مردم نداره ،بر فرض محال اگر بپذیریم که فردوسی بخاطر حمایت شاه غزنوی رشد کرده ،به مردم افغان ربطی نداره."

من اکنون فرصت و زمینه نقد سخنان شما را چه که تبیین کامل حرفای خودم را هم ندارم و دوست ندارم که فضا ی موجود آشفته تر شود. و جور این به قول شما مشیری گرایی های مارا بی پناهان هموطنم در ادارات و کوچه و خیابان ها بکشد (مگر اینکه  چاره ای جز این نداشته باشم.) امّا  اکنون برای  ارزیابی دقیق تر از سخنان ساده من  از جناب عالی و نیز خوانندگان عزیزمقاله ات خواهش مندم یک بار متن کامل سخنرانی ام را در نمایشگاه کتاب در وبلاگم بخوانید. ببینید آیا نسبت های که به من داده اید:

" رشد فردوسی و ابوسعید و ..زیر سایه پادشاه ما بود"

" رشد عرفان به خواطر فرهنگ دوستی  پادشاه ما بود"

 درست است یانه؟ اگر به این نتیجه رسیدید که این نسبت ها به من نا روا بوده است  و اتهام تلقی می شود لطفا اصلاحش کنید.

تا دیدار دیگر خدا یارت


نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٤ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

پرسشی از فرماندهی ناتو در افغانستان در ارتباط با حوادث اخیر لوگر و بهسود

 

چرا هنوز خواب کودکان این وطن پر آتش است؟

چرا هنوز گیسوان خواهران من به خون حنا شود؟

چرا هنوز هم پر از"اسید" هست

خاطرات بچه های مدرسه ؟

چرا هنوز پرچم سفید خون‌چکانشان

میان کشت زارهای من سیاه می‌زند؟!

تو قدر یک گلوله سمت "دشت گوله"

چشم باز کرده ای ؟

و یا به سوی "درّهِ کجاب"؟

بهار تا بهار انتحاری‌اند.

نیازی و عبید و گلّه گلّه اشتران به جوی جر رها

ولی تو در تغافل همیشگی

خیال می‌کنی که گیسوان کودکان "ترا برا" است!

خیال می‌کنی که پلک‌های پر خیال دختران دهکده اگر به خواب رفت

پناه گاه ایمن الظواهری است!

اگر تو پاسبان صلح و آشتی

سلامِ تو چرا سلامِ راکتی است بر شقیقه های پیر مادران؟!

صدای گریه از گلوی کودکان بهسود و کجاب سر به آسمان کشیده است

ولی تو چون عقاب می‌پری

به قریه های لوگر و به

خواب کودکان بی گناه موشک و گلوله می‌پراکنی

به من بگو چرا؟

چرا؟ !

 

21/3/1391


نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٢ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

نقد و نظر یکی از نویسندگان ایرانی در باره غوغای خبرگزاری مهر در نشست غزنه میراث مشترک

کلیک کنید لطفا و مطلب را در وبلاگ جناب آقای ابراهیم بهزاد بخوانید

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٩ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

با سلام به شما مهربانان! با تشکر از دوست گرامی ام جناب حیدری عکسهای نشست جنجالی "غزنه میراث مشترک جهان اسلام " را  تقدیم شما می کنم. به گمانم زبان این عکسها می تواند بخشی از رخداد های  آن نشست را برای شما باز گو کند.

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٢ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

این فایل صوتی را برای تکمیل اطلاعات آن دسته از خوانندگان عزیزی که در این مدت پیگیر جنجال های بی اساس بعضی از خبر گزاری های ایران در مورد سخنرانی من با عنوان " غزنه شهر نخستین ها و شاهکارهای ادب فارسی" بوده اند در اینجا قرار میدهم. برای شنیدن مصاحبه روی لینک زیر کلیک کنید:

لطفا کلیک کنید!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٢ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

نوشته ای از رادیو فرانسه در باره نشست غزنه میراث مشترک نمایشگاه کتاب تهران.

 
نوشتۀ واسع محسن

قرار است در سال 2013 شهر غزنی افغانستان بعنوان "پایتخت فرهنگی جهان اسلام " میزبان همایشهای فرهنگی و بین المللی باشد. به همین مناسبت، فرهنگیان و اهل قلم افغان مقیم ایران، روز جمعه 22 ثور/ اردیبهشت نشستی را در یکی از سالنهای نمایشگاه کتاب تهران برگزار کردند. شوکت علی محمدی و قنبر علی تابش دو تن از محققان افغان، در دو سخنرانی جداگانه با عناوین " جغرافیای تاریخی و فرهنگی غزنین باستان" و "غزنی، شهر نخستین ها و شاهکار های ادب فارسی " اهمیت فرهنگی و ادبی تمدن عصر غزنویان و غزنه را به بررسی گرفتند. خبرگزاری مهر ایران، در گزارشی از این نشست، با عنوان " شاهنامه زیر گوش مسئولان ارشاد به یغمای افغان ها رفت ! / ایرانی ها کوتاه نیامدند " بخشی از سخنان محققان افغان درباره شاهنامه فردوسی بعنوان اثر پیدید آمده در دوره غزنویان را "مواضع نادرست و انحصار طلبانه " توصیف کرد.

شوکت علی محمدی، در سخنرانی خود با اشاره به این نکته که " غزنه میتواند نمادی از تاریخ و فرهنگ سرزمین کهن ایران باستان باشد " به ریشه یابی جغرافیای تاریخی غزنی در کتاب اوستا پرداخته و گفت : " غزنه یکی از شهر های باستانی این سرزمین است که در دوره های مختلف، نام های متعددی را تجربه کرده است. روزگاری این سرزمین اروا خوانده شده است، روزگاری زابلستان و روزگاری هم غزنه."

وی در بخش دیگری از سخنان خود به جغرافیای فرهنگی و زبانی غزنی پرداخته و گفت " بیشترین خصوصیتهای زبان اوستایی در لهجه مردم غزنه نمودار است و ویژگیهای واژگانی و دستوری زبان اوستایی را در زبان پارسی لهجه مردم غزنی میتوان یافت."

شوکت علی محمدی با استناد بر پژوهشهای خود در کتاب " دُر اوستایی در لهجه غزنه" به این موضوع نیز اشاره کرد که چند صد واژه از زبان اوستایی تنها در لهجه پارسی غزنین موجود است.

امپراطوری غزنویان از سال 975 تا 1187 میلادی

امپراطوری غزنویان از سال 975 تا 1187 میلادی
سایت تاریخ اسلام

قنبر علی تابش، شاعر و محقق دیگرافغان در بخشی از سخنرانی خود گفت " اگر یک نگاه به تاریخ زبان و ادب فارسی بیندازیم به آسانی و شاید با یک کتاب از مرحوم بهار و شاید با یک کتاب تاریخ ادبیات فارسی آقای دکتر سبحانی در یابیم که بزرگترین شاهکار های زبان فارسی و ادبیات دری در بستر غزنه و عصر غزنویان متولد شده است، از این فراتر غزنه بستر نخستین هاست در ادب فارسی."

وی از شاعران نامداری چون ابوسعید ابوالخیر، سنایی غزنوی و مسعود سعد سلمان در دوره غزنویان نام برد و گفت ابوسعید ابوالخیر نخستین شاعری بود که عرفان و تصوف را وارد شعر کرده و سنایی غزنوی هم نخستین شاعری است که عرفان و تصوف را وارد غزل و مثنوی شعر فارسی کرده است.

قنبر علی تابش در بخشی دیگری از سخنانش با اشاره به یک روایت مشهور که 400 شاعر در دربار سلطان محمود حضور بهم میرسانده اند گفت "... تمام شاهکار هایی که در زبان فارسی خلق شده بخش عمده اش مربوط به دوره غزنویان است در راس شاهنامه فردوسی. .... این اثر گران سنگ به عنوان یک گنجینه گران بهای ادب فارسی در بستر تمدن غزنه آفریده شده است...."

وی در ادامه از دیوان فرخی سیستانی، وامق و عذرای عنصری بلخی در شعر و دانشنامه علایی از ابو علی سینا، تاریخ بیهقی و قابوس نامه در نثر، در جمله آثاری نام برد که در دوره غزنویان پدید آمده اند.

و اما خارج از سخنان محققان افغان درنشست سرای اهل قلم درباره " غزنه بعنوان میراث فرهنگی مشترک جهان اسلام"، آنچه جالب توجه است این است که خبرگزاری مهر ایران، در گزارشی از این نشست، با عنوان " شاهنامه زیر گوش مسئولان ارشاد به یغمای افغان ها رفت ! / ایرانی ها کوتاه نیامدند " سخنان محققان افغان را "مواضع نادرست و انحصار طلبانه " توصیف کرد.

این خبرگزاری در گزارش مستقیم خود از پایان نشست یاد شده نوشت : " مدعوین، حاضران و مسئولان سرای اهل قلم مشغول بحث و گفتگو درباره مواضع نادرست و انحصار طلبانه این ادیبان افغانی هستند. شدت انتقادات به حدی است که برخی از حاضران ایرانی خواستار بر پایی مناظره ای با حضور ادیبان ایرانی شدند."

در روز های بعد از این نشست، خبرگزاری مهر برای " روشن تر کردن فضای موجود و زدودن غبار ابهامات " در اظهارات دو سخنران این نشست، گفتگوهای جداگانه ای با شوکت علی محمدی و قنبر علی تابش ترتیب داد اما به نظر میرسد این بار، این دو محقق افغان هستند که از نحوه گزارش اظهارات خود از این گفتگوها از سوی خبرگزاری مهر، دچار ناخشنودی شده اند.

شوکت علی محمدی در یادداشتی زیر عنوان " شکل ‌گیری شاهکارهای زبان فارسی در بستر تمدن غزنه حرف گزافی نیست " در وبلاگ خود، گزارشهای خبرگزاری مهر را "غیرحرفه ای" خوانده و نوشته است خبرنگاران این خبرگزاری میان " جغرافیای فرهنگی و سیاسی " تمایزی قایل نشده اند.

قنبر علی تابش نیز در یک یادداشت دیگر در وبلاگ خود، نحوه گزارشدهی خبرگزاری مهر از این جریان را "غوغای ناموجه" توصیف کرده و از عنوان داده شده به گفتگو و " سهل انگاری " در یکی دو مورد دیگر در متن گزارش، نارضایتی نشان داده است.

در گفتگویی با قنبر علی تابش از او خواسته ایم به نکاتی که احتمالا در سخنرانی او موجب سوءتفاهم و ناخرسندی حاضران ایرانی در نشست هفته گذشته شده است، اشاره کند. وی در بخشی از این گفتگو به دو پرسش دیگر از جمله اینکه " آیا تعارض میان جغرافیای سیاسی امروز ( هردو کشور) و حوزه فرهنگی و تمدنی مشترک آن زمان موجب این سوءتفاهم شده است ؟" و اینکه " چرا در نشست یاد شده محققان ایرانی حضور نداشته اند؟ " پاسخ میدهد.

لینک به سایت رادیو فرانسه

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٤ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

چند روز پیش گزارش خبرگزاری مهر از نشست  «غزنی؛ میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام» بحث‌انگیز شد و جوابیه‌هایی از سوی بعضی از هموطنان ما را در پی داشت. من جوابیه‌ای به این خبرگزاری فرستادم که دیروز در سایت خبرگزاری انعکاس یافت.

ضمن سپاسگزاری از مسئولان خبرگزاری به خاطر درج این جوابیه و نیز تشکر از دوستانی که انتشار مطلب در آنجا را وسیله شدند، اینک اصل خبر و جوابیه‌ام را به نقل از خبرگزاری مهر پیشکش می‌کنم. امیدوارم که تداوم این گفت‌‌وگوها سبب‌ساز مهرورزی بیشتر میان همزبانان باشد.

لینک به وبلاگ کاظمی:

http://mkkazemi.persianblog.ir/post/729/


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin