دور تر از چشم اقیانوس

تابش در مصاحبه با خبرگزاری مهر:

اگر من از میراث اجدادمان در غزنه یاد می‌کنم، یغماگر هستم؟!

 در پی غوغای ناموجهی که از سوی خبرگزاری مهر درمورد سخنان من و جناب محمدی انجام شد. بسیاری از خبرنگاران و مردم عادی ایران از سخنان ما بر آشفتند و فکر کردند که مادر پی تصاحب مفاخر آنان هستیم. در همین راستا خبرگزاری مهر خواهان مناظره بین ادیبان افغانی و ایرانی شدند. ما با  کمال اشتیاق اعلام آمادگی کردیم اما شرط گذاشتیم که طرف ایرانی ما ادیب و محقق  باشد. تا فرصت مناظره بر سر مسایل بدیهی  ضایع نشود.  اما دیروز دوستان از خبرگزاری مهر زنگ زد و از من خواست که  با مهر مصاحبه کنم.  لحن صحبت به گونه ای بود که انگار از خیر مناظره گذشته اند . به گمانم هیچ محقق و ادیبی حاضر نشده است  که در مورد امور بدیهی به مناظره بپردازد.

  با این یاد آوری که در گزینش عنوان و یکی دو مورد دیگر بازهم ازسوی خبر گزاری مهرسهل انگاری شده از جمله به جای "تن و روح"  "تن و بدن"  و بجای  "کشور مصر" "ریل و راه آهن"  گذاشته اند که من هر چه فکر کردم ارتباط شان را نفهمیدم!!!.

 برای خواندن متن کامل این مصاحبه بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1602586

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٦ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

متن سخنرانی قنبرعلی تابش  در نمایشگاه کتاب تهران (سرای اهل قلم)

http://www.ibna.ir/images/docs/000137/n00137272-b.jpg

 

به دلیل غوغای ناموجه  خبرنگاران ایرانی و نیز تحریف سخنان من در سرای اهل قلم, نمایشگاه کتاب 91 تهران, متن کامل سخنرانی ام را تقدیم شما خوانندگان عزیز می کنم. با این یاد اوری که این متن بدون کم وکاست  از فایل صوتی پیاده شده و تنها تغییر مهم در آن این است که در متن سخنرانی سخنان دکتر سبحانی به دلیل کم بود وقت نقل به مضمون شده بود در این جا متن مستقیم جناب سبحانی از کتابش نقل شده است. امیدوارم فرصتی پیش بیاید که این طرح را بتوانم تاسال دیگر تبدیل به یک کتاب کنم.

به نام خداوند باران و گل

که بخشید از آسمان نان و گل  

سلام و درود بر شما حضار گرامی و ارجمند، فرهیختگان و فرزانگان

بحث های آقای محمدی اگرچه ماهیتا بحث های سنگینی هست اما با بیان شیوا و ساده ایشان بسیار شیرین بود و قابل استفاده، جا دارد که تشکر کنیم از مسئولین ارجمند سرای اهل قلم که محفل بزرگداشت غزنه را در سرای اهل قلم برگزار کردند و چرا که نه، غزنه در 2013 مرکزفرهنگی جهان اسلام اعلام شد. خدا را سپاس که جهان اسلام با همه ی دردمندی هایی که جناب مولوی صاحب کروخی اشاره فرمودند با همه ی سیاهی هایی که آفاق زندگی ما را در جهان اسلام به در بر گرفته, هنوز اون خردک شرر هایی در جهان اسلام هست که میاید از غزنه به عنوان پایتخت  فرهنگی جهان اسلام تجلیل می کند و این را وظیفه جهان اسلام می  داند که از یک برهه درخشان و تاریخی غزنه تجلیل به عمل آید. اگر غزنه بر جهان  اسلام حق علمی و حق فرهنگی دارد  این حق بر حوزه فارسی زبانان و دری زبانان دو برابر می شود. در حوزه ی  زبان و ادب فارسی علاوه بر بعد علمی و فرهنگی غزنه یک حق ویژه دارد .  من عرایض مختصرم را با عنوان غزنه شهر نخستین ها و شاهکار های ادب فارسی تقدیم شما می کنم  اگر یک نگاه به تاریخ زبان و ادب فارسی بیندازیم به آسانی و شاید با یک کتاب از مرحوم بهار و شاید با یک کتاب تاریخ ادبیات فارسی آقای دکتر سبحانی در یابیم که بزرگترین شاهکار های زبان فارسی و ادبیات دری در بستر غزنه و عصر غزنویان متولد شده است از این فراتر غزنه بستر نخستین هاست در ادب فارسی.  نخستین ها یعنی این که بسیاری از قالب های ادب فارسی در عصر غزنویان و در بستر غزنه پدید آمده است بسیاری از ژانرهای ادبی و بسیاری از موضوعات در غزنه شکل گرفته است که من به صورت مختصرا در اینجا خدمت شما توضیح میدهم. اولین حق غزنه حق ادبی است بر حوزه  زبان فارسی. کسان, سروران و فرهیختگانی را من در جمع می بینم که وقتی به این لاطایلات ما گوش می دهند یعنی این که علاقه مندی و طبیعتا آشنایی هم به ادبیات فارسی دارند میدانند که سبک خراسانی در تاریخ ادبیات فارسی یک سبک فاخر، ارجمند، ارزشمند است که در این سبک آثار بسیار گران سنگی پدید آمده است. بعضی از صاحب نظران ادب فارسی معتقدند که دوره   سبک خراسانی در تاریخ ادبیات فارسی تکرار ناشدنی است.  همین سبک فارسی با این فخامت و و الایی  در بستر غزنه و اکثرا در عصر غزنویان پدید آمده است بزرگترین آثار غزنویان   همین آثاری هست که ما امروز در تاریخ ادبیات به عنوان شاهکارهای زبان فارسی درس می خوانیم.

 نخستین ها

هم چنان که اشاره کردم بعضی از اتفاقات ادبی بعضی از قالب ها بعضی از مضمون پردازی ها  در قالب ها اولین بار در عصر غزنویان برای اولین بار در بستر زبان فارسی اتفاق افتاده است که من فقط چهار نمونه از این نمونه ها را خدمت شما عرض می کنم،

1.  ابو سعید ابول الخیر ابوسعید  ابولخیر  نخستین شاعر زبان فارسی است که محتوای عرفانی و تصوف  را وارد شعر کرده است رباعیات ابو سعید ابول الخیرعارفانه ترین و عمیق ترین مضمون های شعر فارسی را در بر دارد.  و ابو سعید اولین کسی است که عرفان و تصوف را وارد شعر فارسی کرده است که در این جهت بر سنایی, بر عطار بر مولانا هم  پیشینی دارد.

2. سنایی غزنوی: سنایی غزنوی در خیلی از ژانر ها و در خیلی از مضمون پردازی ها و ابتکارات و ابداعات جزء نخستین های شعر فارسی است و این در عصر غزنویان و در بستر فرهنگ غزنه این ابداعات انجام شده است، سنایی غزنوی اولین شاعری است که عرفان و تصوف را وارد غزل کرده است. ابو سعید عرفان را وارد شعر کرده بود. سنایی نخستین کسی است که عرفان و تصوف  را وارد غزل  وارد مثنوی و مفاهیم  عالی مدحی  و اسلامی , مفاهیم ع میق کلامی اسلامی را وارد غزل وارد مثنوی کرده است. فارسی کرده است من از آقای دکتر سبحانی  سخنی را نقل می کنم ایشان میگوید

"غالب شعرایی که بعد  از سنایی به مسایل حکمی و عرفانی وارد می شدند, به آثار این شاعر نظر داشتند. اماباید گفت که انسجام و استحکام کلام و دقت در به کار بردن الفاظ و ترکیبات تازه و ایراد معانی دقیق در اشعار سنایی به حدی است که تقلید از وی را حتی برای شاعران بسیار توانا مشکل کرده است."( دکتر توفیق سبحانی, تاریخ ادبیات 2 تهران, دانشگاه پیام نور, 1381ص 20) 

 که هر کسی که در طول تاریخ ادبیات فارسی به مضمون عرفانی نزدیک شده باشد نگاه به سنایی دارد و ایشان معمتقد است که کسی هم نتوانسته هست جایگاه سنایی را در این جهت پر کند و یا قدم جای پایش بگذاراد.

3.  مسعود سعد سلمان، فاخرترین سوزناک ترین حبسیات رادر عصر غزنویان در بندی خانه غزنویان سروده است یعنی سوزناک ترین حبسیات زبان فارسی شعر, فارسی شعری که در زندان و حبس سروده شده در عصر غزنویان توسط مسعود سعد سلمان سروده شده است    پیدا است که  این بندی خانه سلطان محمود غزنوی هم یک  بندی خانه ای بوده که در آنجا زندانی یا بندی   از آزادی نسبی برخوردار بوده است.  مسعود سعد  در زندان شعر نوشته با رقیبان مشاعره کرده کسانی که باعث شده مسعود سعد در زندان بیافتد آن را  هجوکرده ا ند. آنها را  افشا کرده در همین زندان پس بنابراین یک آزادی هم برخوردار بوده زندانیان که مورد نظر ما نیست و هنوز ادامه دارد و یک ژانر مفهومی در ادبیات فازسی  مطرح است این حبسیات شروع و اوجوش عصر غزنویان و مسعود سعد سلمان است .

   مسمط   یکی از قالب های   ابداعی منوچهری است در عصر غزنویان در غزنه. دوستان و حاضران می دانند که مسمط،  یکی از قالب های مهم شعر فارسی است که هنوز هم وجود دارد  و احتمال اینکه که با بعضی از گرایشهای پست مدرنستی در بعضی از کلاسیک سرایان موجود این قالب شعری دوباره بیاید یک بار دیگر قالب مسلط شود وجود دارد، این قالب توسط منوچهری در عصر غزنویان و در غزنه پدید آمده است، غزنه بستر شاهکارهای زبان فارسی است آنچه گفتم نمونه ای از نخستین های  زبان و شعر فارسی بود غزنه بستر شاهکارهای زبان فارسی       

  باز هم فرصت کافی نیست که در اینجا به صورت اجمالی و حتی فهرست وار به تمام این شاهکارها پرداخته شود مشهور است که دربار سلطان محمود غزنوی فقط 400 تا شاعر داشته بنابراین 400 تا شاعر را فقط اگر نام ببریم وقت ما پر می شود و کم می آید، شاهکار های زبان فارسی هم در تاریخ ادبیات فارسی هم وقتی که ورق بزنیم می بینیم که تمام شاهکار هایی که در زبان فارسی خلق شده بخش عمده اش مربوط به دوره غزنویان است در راس شاهنامه فردوسی، حکیم طوس این شاهنامه در عصر غزنویان و با تمام اختلافات قرائاتی که در تحلیل و منشاء و این که دربار غزنوی منشاء و عامل و مشوق بوده یا فردوسی اثرش را از قبل نوشته و برده در دربار ارائه کرده بالاخره این ها مباحث تاریخی و نسخه شناسی و  به ما مربوط نیست الان ولی این شاهنامه این اثر گران سنگ و فاخر زبان فارسی که  و می تواند هویت ایرانی تلقی شود ایران که میگم به مفهوم عام  حوزه ی تمدنی ما هست در حوزه فلسفه این اثر گران سنگ هنوز ناشکافته مانده این اثر حامل خرد اویستاییست از نظر فلسفی   هم از نظر سیاسی و جامعه شناسی بسیار بستر مناسبی برای تحقیقات جدیدی هست شاهنامه فردوسی  این اثر گران سنگ به عنوان یک گنجینه گران بهایی ادب فارسی در بستر تمدن غزنه افریده شده است شاعران دیگر را که باز هم از دیوان ها و اثارشان شاهکار های زبان فارسی است فرخی سیستانی است دیوان فرخی سیستانی در ادبیات ما بی نظیر است در عصر غزنویان سروده شده است عنصری بلخی با اثر معروف وامق و عذرا و همین طور خنگ بت و سرخ بت که در وصف تندیس های شهمامه و صلصال در بامیان سروده شده اینها از اثار های  شاهکارهای جاویدانه زبان فارسی است.شاعران دیگر و اثار این شاعران هم مثل سید حسن غزنوی ابولفضل بستی ابورافع هروی و دیگران هم اگر تحقیق شود یک بخش عمده ای از زبان فارسی و اثار گران سنگ و شاهکار های زبان فارسی در عصر غزنویان  پدید آمده است این در بخش شعر بود در بخش نثر البته در نثر ما نثر ها حامل محتوا های علمی، فنی، وفلسفی و کلامی و نجومی هم هست که فعلا ما به اون بخش ها کار نداریم امیدواریم دوستان دیگر این مباحث را بیان کنند جهان اسلام وقتی غزنه را پایتخت فرهنگی بر می گزیند, بیشتر به اعتبار این محتوا ها است محتواهایی که ابو علی سینا محتواهایی که بیرونی، محتواهایی که پدید آمده و برای اولین بار در جهان اسلام خلق شده در نثر هم بزرگترین آثار نثری ما در عصر غزنویان پدید آمده است با توجه به اشاره جناب امیری که  وقت محدود است من اینجا عرض می کنم که شمس المعالی قابوس ابن  وشمگیر ابولفضل بیهقی .ابوالفضل بیهقی را شما هم در دوره  دبیرستان می خوا نید و هم در دوره دانشگاه    و هیچ علاقهمند  و نثر به ادب فارسی نیست که یک بار   تورقی به این کتاب گرانسنگ بیهقی  نکرده باشد. این کتاب بهیقی از آ  ن آثار  ی است که در عصر غزنویان پدید آمده است. وباز هم به قول آقای دکتر سبحانی "نویسنده مثل ابو الفضل بیهقی, چنان بر حوزه زبان تسلط وچیرگی دارد که در دوره های بعد نویسنده که همطراز او باشد به ظهور نرسیده است. در حقیقت او نثر ساده فارسی را با اثر خویش به مرحله رسانده است که دیگران حتی به آن نزدیک  نشده اند "(دکتر توفیق سبحانی, هما ن ص 3) 

 این یعنی این که جناب سبحانی   گلستان را هم در نظر دارد یعنی گلستانی که در قرن 7 آفریده شده و الان از شاهکار های ما تلقی میشود ایشان کسی نیست که از زیبایی گلستان آگاهی نداشته باشد. ایشان  میگو ید که   تا حالا کسی به سلاست وزیبایی  نثر بیهقی  نثری نیافریده.

ابن سینا و آثار گران سنگ ابن سینا در حوزه های مختلف در عصر غزنویان آفریده شده است.و ازجمله آ نچه که شاهد مثال ما است دانشنامه علایی است که به زبان فارسی با نثر زیبای ابوعلی سینا  تحریر شده.

    قابوس نامه عنصر المعالی کیکاوس در این عصر آفریده شده اثر گران سنگ عرفانی کشف المحجوب هجویری  که هنوز هم یکی از منابع ارزشمند عرفانی و تصوف ما تلقی می شود در غزنه و در همین عصر آفریده شده

  ترجمه رساله قشیریه که هنوز هم  جامع ترین منبع برای مطالعه تصوف است در همین عصر آفریده شده

آثار نصرالله  منشی در همین عصر آفریده شده  و همین طور.. مفصل است ابن مسکویه, ابوالفرج اصفهانی,  صاحب بن عباد  وآثار دیگری را که ادم به یاد سخن اندیشمند و فیلسوف معاصر می افتد که او معتقد است خرد فلسفی با فارابی شروع می شود با ابن سینا در محاق میرود و از بین می رود    آدم وقتی حجم وسیع تحقیقات در حوزه های مختلف در این عصررا می بیند در تمام حوزه ها یک چنین قضاوتی برای ادم اتفاق می افتد که انگار در عصر غزنوی تمام آثارادبی و انواع ادبی آمده به اوج رسیده  و در همان اوج باقی مانده  و بقیه خیلی در این میان کار زیادی نتواسته من یکی مثنوی دارم به نام گل سرخ که چند بیتش درباره غزنین است  با تقدیم آن رفع مزاحمت می کنم .   

شهر ما «حضرت غزنین بخوان

محترم داشته گل را باران

غزنه باغی ز بهار زابل

زان همه نقش و نگار زابل

زالش آیینة نام پدران

رستمش نامور ناموران

رونق شعر دری از غزنه

«نامورنامه» بری از غزنه

غزنه سبک قلمش بیهقی است

مشرب فلسفه‌اش ذنبقی است

بوسعید از دل این خاک شکفت

شور مجدود از این تاک شکفت

شهر ما زادگه هجویری

«کشف»ش از شهر خدا تصویری

عشق از این خطّه به دهلی پر زد

گشت تا تاج محل را در زد

بردرش دُرّ دری را حک کرد

در جهان هنر او را تک کرد

شأن او شوکت اهرام شکست

نیلگون آینه در آب نشست

   واسلام...

  

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٥ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |

وای به حال مخاطب بیچاره!

دیروز در نمایشگاه کتاب در سرای اهل قلم نشستی برگزار شد که در آن جناب اسد الله امیری شوکت علی محمدی , مولوی کروخی و من شرکت داشتیم. در این جلسه جناب شوکت علی محمدی با عنوان "جغرافیایی  تاریخی غزنین باستان" سخنانی را ایراد کردند ومن هم با عنوان "غزنه  شهر نخستین ها  و شاهکارهای ادب فارسی"  نکاتی را تقدیم کردم . با تاسف خبرگزاری مهر از این نشست گزارشهای غیر واقعی  و نا مطلوبی را ارائه کرده اند که ممکن است  باعث تحریک احساسات برخی از ایرانی ها شود. توضیحی را که می توانم در باره این گزارش ها بیان کنم این است که من  هر گز نگفته ام که  این شاهکارهای ادب فارسی مال افغانستان است. وهر گزهم  نگفته ام که مال ایران  نیست. بلکه تنها گفته ام که این شاهکارها در بستر تمدن غزنه و غزنویا ن پدید آمده است. این کجایش نفی ایران است؟! وحتی تصریح کردم که غزنین جزء تمدن زبان فارسی و ایران باستان بوده است. آیا این سخن به مفهوم به یغما بردن شاهنامه است؟!آیا امانت داری یک خبر نگار چنین است؟!. گاهی هم برداشت خود شان را از صحبت های ما به نام ما گزارش کرده اند. به هر حال امید وارم خبر نگاران عزیز قدری منصفانه تر بنویسند. اگر خبرنگاران گرامی  در تمام موارد در تهیه گزارشها و اطلاع رسانیهای شان برای مردم ایران و جهان اینگونه عمل کنند وای به حال مخاطب بیچاره !

در زیل گزارش مهر را تقدیم شما می کنم:

در نمایشگاه کتاب/
شاهنامه زیر گوش مسئولان ارشاد به یغمای افغان‌ها رفت!/ ایرانی‌ها کوتاه نیامدند
محققان افغان در نشستی درباره میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام شاهکار جهانی فردوسی را تولید تمدن غزنویان و تاریخ غزنه در افغانستان دانستند.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «غزنی؛ میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام» عصر امروز در سرای اهل قلم برگزار ‌شد که در این نشست شوکت علی محمدی، قنبرعلی تابش، مولوی کروخی و اسدلله امیری (رایزن فرهنگی افغانستان در ایران) بدون حضور صاحبنظران امور فرهنگی از کشورمان شرکت داشتند.

تابش در این نشست گفت: تاریخ غزنی پر از شاهکارهای شعر فارسی است و بسیاری از شاعران فارسی زبان، شاهکارهای خود را در بستر فرهنگ غزنی تولید کرده‌اند. بسیاری از قالب‌ها و اشعار ماندگار در ادبیات فارسی زیر سایه جریان فرهنگی تمدن غزنی متولد شده‌اند. وقتی غزنی را به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برمی‌گزینند، اهمیت دادن به محتواهایی است که برای اولین بار توسط دانشمندانی چون ابن سینا در قلمروی حکومت غزنویان و سلطان محمود غزنوی تولید شده‌اند. آثار ابن سینا در عصر غزنویان تولید شده و قابوس‌نامه عنصرالمعالی کیکاووس در این عصر آفریده شده است.

وی افزود: مسمط یکی از قالب‌های زیبای فارسی است که امروز هم می‌تواند قالب مسلط شعر فارسی باشد که توسط منوچهری ابداع شد و این ابداع زیر سایه فرهنگ و تمدن غزنویان در غزنی روی داد. همان‌طور که دکتر سبحانی درباره شیوایی متن تاریخ بیهقی سخن گفته و چنین انسانی به شیوایی زبان سعدی در کتاب گلستان واقف است، تاریخ بیهقی از نظر شیوایی از گلستان هم پیش‌تر است. تاریخ بیهقی اواخر حکومت سلطان محمود و بعد از آن زمان حکومت سلطان مسعود غزنوی را در برمی‌گیرد. شیوایی و تاثیرگذاری کتابی چون شاهنامه هم متاثر از فرهنگ و تمدن غالب غزنی بود و فردوسی هم شاهنامه را به درباره غزنویان یعنی سلطان محمود تقدیم کرد.

تابش خاطرنشان کرد: عرفان هم که به همت ابوسعید ابوالخیر وارد ادبیات فارسی شد در سایه فرهنگ غزنی رشد کرد و ادبیات عرفانی فارسی را شکوفا کرد. سنایی غزنوی هم که مفهوم عرفان را وارد قالب غزل کرد، مدیون فرهنگ و تمدن غزنی است.

دیگر مدعوین این برنامه هم سخنانی مانند کروخی بیان کردند و شاهکارهای ادبیات فارسی را مدیون سال‌های حکومت غزنویان دانستند.

در حال حاضر این نشست به پایان رسیده و مدعوین، حاضران و مسئولان سرای اهل قلم مشغول بحث و گفتگو درباره مواضع نادرست و انحصارطلبانه این ادبیان افغانی هستند. شدت انتقاادات به حدی است که برخی از حاضران ایرانی خواستار برپایی مناظره‌ای با حضور ادبیان ایرانی شدند.

در این میان، علی شجاعی صائین، مدیرعامل خانه کتاب با حضور در محل برگزاری نشست با انتقاد شدید از کارشناسان افغان، خواستار مباحثه جدی بین صاحبنظران ایرانی و آنان شده است. خبرنگار مهر در تلاش است در این باره با نمایندگان فرهنگی افغانستان در این نشست به گفتگو بنشیند.

لینک مستقیم: http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1599556

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢۳ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط qanbar ali tabesh نظرات () |


Design By : Night Skin